محمد دريايى
573
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
حدوث جهان نخواهيم داشت كه ما مجموعهى اين جهان را برمىداريم و مجموعهى ديگر را جاى آن مىگذاريم [ و حدوث يعنى همين ] و ما پاسخ تو را از همان راهى داديم كه تو پنداشتى ما را در بنبست قرار مىدهى ! تو مىگويى « مواد و اجسام اگر در همان حالت خردى باقى مىماندند » ! ولى بههرحال اين مواد و اجسام در ذهن طورى هستند كه اگر به اندازهى خودشان بر حجم آنها افزوده شود بزرگتر مىشوند و همينكه امكان تغيير وضعيت در مورد اجسام وجود دارد معلوم مىشود كه وجود آنها ازلى و قديم نيست همچنانكه در تغيير و تحوّل برونى ، حادث بودن آنها اثبات مىشود . جز اين است اى عبد الكريم ؟ ! او كه پاسخى نداشت و كاملا درمانده بود با ذلّت و كمال شرمندگى سكوت اختيار كرد . « 1 » چكيدهى سخن امام اگر قسمتى از اين جهان را به قسمتى ديگر ضميمه كنيم مجموعهى دو قسمت بزرگتر خواهد بود و اين يعنى زوال حالت نخست و جايگزينى حالت دوم به معنى حدوث و دگرگونى است درصورتىكه نبايد تحول و دگرگونى بر شىء قديم عارض گردد حتى و هر چند كه اين ضميمه كردن در ذهنيت ، فرض و صورت گرفته باشد آنگونه كه ابن ابى العوجاء مدعى شده است كه اجسام و مواد در شرايط عينى بر همان حالت خردى باقى بمانند زيرا اين از بديهيات بلكه از بديهىترين بديهيات است كه اگر چيزى را به چيزى اضافه كنيم حاصل به دست آمده از تكتك آن دو چيز بيشتر خواهد بود ( 4 - 2 + 2 ) و اين ، يكى از اصول چهارگانهى بديهى در علم رياضيات است و امام با اين بيان اثبات حدوث جهان را بر پايهى بديهىترين بلكه واضحترين بديهيات عقلى كه حتى دو نفر هم در آن اختلاف ندارند پى ريخته است و براساس اين اصل رياضى به پاسخگويى شبههى ابن ابى العوجاء پرداخته و فرموده است : حتى اگر بر فرض محال چنين برداشت كنيم كه مواد و اجسام بر همين حالت فعلى خود باقى بمانند اما خود همين فرض كه مىتوان اين مجموعه را برداشت تغيير و دگرگونى را مطرح مىكند و مشخص مىكند كه جهان ، قديم
--> ( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 297 .